تبلیغات
شهید نــــــــویس - شهید سید محمد حسین علم الهدی
  • شهید سید محمد حسین علم الهدی

    نویسنده: محمدحسین مومنی | پنجشنبه 2 خرداد 1392 ساعت 05:52 ب.ظ

    هشت سال دفاع مقدس به عنوان یک درس و تجربه بسیار گران قیمت، که به قیمت خون صدها هزار شهید و خسارات فراوان به دست آمده است، می تواند در زمینه های گوناگونی مورد استفاده قرار گیرد.

    شهر هویزه را به سهام خیام هم می شناسند، دختری که ۸ مهر ۵۹ با عراقی ها درگیر شد. سهام به عراقی هایی که موقع برداشتن آب مزاحمش شدند، گفت مگر شمر هستید که نمی گذارید آب برداریم؟ آن ها هم گلوله ای به پیشانیش زدند و شهیدش کردند. مردم خشمگین شدند، راه پیمایی کردند، به عراقی ها حمله کردند و شهر را آزاد کردند. هویزه از آن روز تا دی ماه ۵۹ آزاد بود و دی ماه دوباره اشغال شد.

    عملیات هویزه که در نتیجه نا هماهنگی و عدم تجربه نیروهای خودی پس از پیروزی اولیه به شکست انجامید، می تواند عبرتی باشد برای عبرت گیران. در این عملیات علیرغم فداکاری و از خود گذشتگی شهید سید محمد حسین علم الهدی و نیروهایش در نهایت هویزه به دست اشغالگران بعثی افتاد.

    عملیات نصر (هویزه) صبح روز ۱۵ دی ماه ۱۳۵۹ با حمله هماهنگ شده نیروهای ایرانی به مواضع دشمن آغاز شد. نیروهای عمل كننده توانستند مناطق جنوبی كرخه كور را آزاد ساخته و ضربات محكمی بر نیروی دشمن وارد آورند. نیروهای عراقی كه شدیداً غافلگیر شده بودند با به جا گذاشتن توپخانه خود به دو كیلومتری جنوب كرخه كور عقب‌نشینی كردند و در حدود ۸۰۰۰ نفر از افراد آنها به اسارت در آمدند. لیكن به دلیل تأخیر نیروهای محور كارون در عبور از این رودخانه و برخورد آنها به میدان مین پادگان حمید و منطقه جفیر كه عقبه دشمن محسوب می‌شدند و از اهداف مرحله اول بودند دست نخورده در اختیار دشمن باقی ماندند.

    طبق طرح عملیات مرحله دوم حمله روز بعد، ساعت ۸ صبح شروع شد. نیروهای زرهی و پیاده به سوی پادگان حمید و منطقه جفیر اقدام به پیشروی كردند. در مقابل تعدادی از تانك‌های دشمن با آرایش نظامی جناح جنوبی لشكر زرهی ۱۶ را مورد تهدید قرار دادند. یگانهای عراقی با وجود ضربات سختی كه روز قبل متحمل شده بودند با در دست داشتن پادگان حمید از توان پشتیبانی و تحرك بالایی برخوردار بودند.

    نیروهای خودی سرمست از پیروزی اولیه، دشمن را دست كم گرفته و از تثبیت مواضع جدید غافل شده و تلاشی در تحكیم موقعیت بدست آمده به عمل نیاوردند، سنگری ایجاد نكرده و خاكریزی بر پا نداشتند. از روز قبل تانك‌های عراقی در صحنه باقی مانده و برخی افراد به جمع‌آوری غنائم مشغول شدند. فقدان تجربه در مقابل ضد حمله و كمبود مهمات و ضعف تداركات دست در دست هم داده و موازنه قدرت را در صحنه نبرد به ضرر نیروهای خودی دگرگون ساخت.

    در ساعت ۱۱ كل نیروهای لشكر ۱۶ زیر آتش شدید توپخانه دشمن قرار گرفت و در غرب سوسنگرد نیروهای دشمن به حركت در آمدند حضور هواپیماهای دشمن در آسمان منطقه و بمباران مواضع نیروهای خودی اوضاع را برآشفت. تانك‌های عراق به هزار متری محل استقرار تیپ رسیدند. شدیدترین جنگ تانك‌ها در طول جنگ بین لشكر ۱۶ زرهی و لشكر ۹ زرهی دشمن درگرفت و تا ساعت۴ بعدازظهر ادامه یافت. در این ساعت فرمانده گردان زرهی جهت تجدید قوا و اقدام مجدد، دستور یك خیز عقب‌نشینی را صادر كرد كه با رسیدن دستور به گردان تمام نیروهای زرهی مستقر در منطقه به سرعت صحنه را ترك كرده و به جای یك گام چندین گام عقب نشستند. در این موقع كه نظم نیروها به هم ریخته بود هواپیماهای نیروی هوایی ارتش در‌آسمان منطقه ظاهر شده و اشتباهاً به جای مواضع دشمن نیروهای خودی را بمباران كردند كه اوضاع را بدتر كرد.

    نیروهای پیاده سپاه كه حدود ۵/۱ كیلومتر جلوتر از تانك‌ها مشغول جنگ بودند از این دستور خبر نداشتند و علاوه بر فاصله فوق دو عامل دیگر هم در عدم آگاهی آنها موثر بود یكی گردو غبار صحنه نبرد كه دید نیروهای پیاده را بسیار كاهش داده بود و دیگری عقب‌نشینی نیروهای زرهی با به جا گذاشتن تانك‌ها در صحنه نبرد كه از دور نشان می‌داد. آنها هنوز در حال مقاومت هستند. به این ترتیب با این عقب‌نشینی نیروهای سپاهی در منطقه جامانده وبه محاصره تانك‌های دشمن در آمدند.

    مسعود انصاری یك از بازماندگان این حمله می‌نویسد:

    «تعدادی از تانك‌های چیفین در صحنه بودند و ما خیال می‌كردیم كه ارتش هنوز دارد مقاومت می‌كند... یكی از تانك‌های عراقی در جاده به بیست سی‌متری ما رسید، حسین[علم‌الهدی] با اشاره به من گفت: «برج تانك را بزن». من هم زدم و خود حسین هم زد. دو تا تانك دیگر نیز با آرپی‌چی زده شد و برای چند دقیقه پیشروی آنها متوقف گردید. در این عملیات با وجود اینكه ما بی‌سیم داشتیم ارتش عقب‌نشینی‌اش را به ما خبر نداد. من خودم چندین بار معرف لشكر را صدا زدم كه جریان چیست؟ گفت «به گوش باش» چند بار دیگر صدا زدم گفت: «تیپ ۱ دارد تغییر موضع می‌دهد.» بعد از چند دقیقه دیگر ارتباط با قطع شده بود تا اینكه محاصره شدیم. همه بچه‌ها مقاومت كردند. چنانكه در كانال كوچكی كانال كوچكی كنار جاده بیش از ۵۰ نفر شهید شدند.»

    محمدرضا باستی یكی دیگر از بازماندگان حماسه هویزه در خاطرات خود در مورد حوادث این محاصره و خروج از آن می‌نویسد:
    «حسین و محسن به من گفتند: شما آر‌پی‌جی ندارید، بروید كه كشته می‌شوید. درست یادم نیست حسین خودش آر‌پی‌جی داشت یا نه. خلاصه او ما را روانه كرد كه در آنجا نمائیم ما حدود ۱۰۰ متر بیشتر نرفته بودیم كه برگشتیم پشت سربچه‌ها را ببینیم. دیدیم حسین یك گلوله آر.‌پی‌.جی به طرف تانك عراقی شلیك كرد كه حدود یك متر از بالای تانك رد شد. تانك‌ها همچنان جلو می‌آمدند كه بچه‌ها یكی از آنها را زدند و بقیه سرجایشان متوقف شدند ما حدود ۳۰۰ متر عقب آمده بودیم كه یك مرتبه دیدیم تانك‌های عراقی از طرف راست جاده (سمت هویزه) به سوی مواضع ما می‌آیند... ما محاصره شده بودیم. رگبار تانك‌ها قطع نمی‌شد. بچه‌ها یكی ‌یكی‌ داستند تیر می‌خورد. خون از بدن آنها سرازیر بود. بچه‌ها سینه‌خیز جلو می‌آمدند. در این حال مسعود انصاری هم داشت خودش را جو می‌كشید. از او سراغ حسین، محسن و جمال را گرفتن و او گفت: آنها را به رگبار بستند و هر سه شهید شدند.»

    دانشجوهای پیرو خط امام به فرماندهی سید محمد حسین علم الهدی خون تازه ای بودند که در ابتدای جنگ به نیروی نظامی تزریق شدند. آن ها در عملیات نصر، ۱۵ دی ماه ۵۹، شرکت کردند و برای اوّلین بار تعداد زیادی از عراقی ها را اسیر کردند.

    یاران حسین آن قدر در دل دشمن پیش رفتند که حمایت و پشتیبانی از آن ها سخت شد. عراقی ها آن ها را محاصره و شهید کردند و تانک های عراقی از روی جنازه شان رد شدند و همان جا شد مزارشان.

    در این حماسه حدود ۱۴۰ نفر از نیروهای مومن، متعهد، تحصیل كرده و انقلابی از اعضای سپاه و بسیج كه تعدادی از آنها از دانشجویان پیرو خط اما بودند به شهادت رسیده و تعدادی نیز با تن مجروح و با استفاده از تاریكی شب خود را به نیروهای خودی رساندند تا به عنوان پیام‌آوران حماسه هویزه رسالت سنگین‌تری را بر دوش بگیرند.

    هویزه در مرحله ی دوم عملیات بیت المقدس، آزاد شد. آن هایی که توانسته بودند در جریان محاصره عقب بیایند، محل درگیری ها را مشخص کردند و به یاد شهیدان پرچم هایی آن جا نصب کردند و بقایای جنازه ی مطهر شهدا را همان جا به خاک سپردند.

    یادشان گرامی و راهشان پر رهرو باد.

    منبع:  پایگاه خبری فرهنگ انقلاب اسلامی

    آخرین ویرایش: - -
    چهارشنبه 3 مهر 1392 04:20 ق.ظ
    حی علی العزا،حی علی البکا،فی ماتم الحسین،مظلوم کربلا...

    -------------------40 قدم تا قتلگاه...-------------------
    بیاییم از 40روز مانده به محرم همنوا با کاروان حسینی عاشورایی شویم تا عاشورایش را درک کنیم...
    ----------------------------------------------------------
    شروع طرح: پنج شنبه 4/ مهر/92(شب زیارتی امام حسین علیه السلام)

    پایان طرح:دوشنبه:13/آبان/92(شب اول محرم)
    ---------------------------------------------------------
    جهت ثبت نام در طرح ختم زیارت عاشورا به tarhib.blogfa.com
    مراجعه کنید...
    در صورت امکان در اطلاع رسانی طرح (در نت و خارج از نت) حقیر را یاری کنید.
    التماس دعا
    یاعلی مدد
    جمعه 15 شهریور 1392 07:36 ب.ظ
    سلام..

    ب وب کمیل دعوتید تشریف بیارین....
    جمعه 18 مرداد 1392 01:16 ب.ظ
    سلام خوبی؟
    یکی از مطالبت رو کپی کردم.
    نظرتون راجع تبادل لینک چیه؟
    سه شنبه 15 مرداد 1392 01:07 ب.ظ
    با سلام.
    در ضمن افتتاح پایگاه انتشار اشعار و دست نوشته های حاج احمد بابایی شاعر ارزشمند آیینی به اطلاع جنابعالی میرساند یک کلیپ صوتی حاوی شعر خوانی ایشان درباره امیرالمومنین حضرت علی علیهالسلام بر روی وبلاگ قرار گرفته است.
    از شما همسنگر عزیز برای بازدید دعوت به عمل می آید.

    گفتم علی ، نگو که نفس در گلو شکست

    گفتم علی و جان به لب آمد،سبو شکست ......
    یکشنبه 30 تیر 1392 12:29 ب.ظ
    سلام وبلاگ خوبی دارید
    باتبادل لینک موافقیدلطفاخبردهید
    چهارشنبه 19 تیر 1392 11:08 ب.ظ
    رمضونت مبارک دوست من :)
    دعام کن.
    یا زهرا(س)
    چهارشنبه 22 خرداد 1392 03:54 ق.ظ
    اگـر به کربـــلا بروم...
    http://nimkat.blog.ir/
    ******************
    اعیاد شعبانیه مبارک
    دوشنبه 20 خرداد 1392 10:51 ق.ظ
    سلام
    ماه شعبان بر شما مبارک
    baran313.blog.ir
    شنبه 18 خرداد 1392 12:50 ق.ظ
    سلآمــ

    فک کنم تو اسفند ماه بود که به وبم اومدین!

    شرمنده نتونستم سربزنم!

    درگیر بودم!

    با افتخار هم لینکتون کردم!

    راسی آپم تشریف نمیارین!
    درپناه مولا
    شنبه 18 خرداد 1392 12:50 ق.ظ
    سلآمــ

    فک کنم تو اسفند ماه بود که به وبم اومدین!

    شرمنده نتونستم سربزنم!

    درگیر بودم!

    با افتخار هم لینکتون کردم!

    راسی آپم تشریف نمیارین!
    درپناه مولا
    شنبه 18 خرداد 1392 12:50 ق.ظ
    سلآمــ

    فک کنم تو اسفند ماه بود که به وبم اومدین!

    شرمنده نتونستم سربزنم!

    درگیر بودم!

    با افتخار هم لینکتون کردم!

    راسی آپم تشریف نمیارین!
    درپناه مولا
    شنبه 18 خرداد 1392 12:44 ق.ظ
    " برای دیدن تو سالهاست محصورم "
    http://nimkat.blog.ir/
    دوشنبه 13 خرداد 1392 02:07 ق.ظ
    سلام
    نمی دونم تا حالا یه رابطه ی دوستی و عاطفی با شهدا داشتید یا نه...
    خلاصه با یه بازنشر از پست یکی از بزرگواران در خدمتیم!
    پستی که گام به گام توضیح میده چطوری روح یه شهید رو با خودتون همراه کنید و چجوری از یه دوست آسمونی تو تک تک لحظاتتون کمک بگیرید....
    تشریف بیارید
    یا علی
    یکشنبه 12 خرداد 1392 10:12 ق.ظ
    سلام
    نظر شما چیه؟
    baran313.blog.ir
    شنبه 11 خرداد 1392 12:32 ب.ظ
    سلام
    تصاویر فوق العاده زیبا از لحظه لقاح تا تولد کودک
    baran313.blog.ir
    جمعه 10 خرداد 1392 11:34 ق.ظ
    شهید علم الهدی را با محتویات جیبش شناختن کاش ...
    یکشنبه 5 خرداد 1392 11:57 ب.ظ
    شهدا زنده اند و از خدای خود روزی میگیرند.
    سلام
    با سرباز ولایت*2 بروزم
    baran313.blog.ir
    • کل بازدید :
    • بازدید امروز :
    • بازدید دیروز :
    • بازدید این ماه :
    • بازدید ماه قبل :
    • تعداد نویسندگان :
    • تعداد کل پست ها :
    • آخرین بازدید :
    • آخرین بروز رسانی :
    قالب وبلاگ